جستجو : بگرد           -
 
 
بایگانی تحلیل

بایگانی گزارش

بایگانی مصاحبه


چگونه امنیت جهان به امنیت افغانستان بستگی دارد؟ چگونه امنیت جهان به امنیت افغانستان بستگی دارد؟

نويسنده: شمس

به سئوالی که عنوان قرار گرفته است می توان از منظرهای مختلفی پاسخ داد، و از زاویه های گوناگونی به آن چشم دوخت. اما آنچه نویسنده این سطور درپی اش هست نه موشکافی دقیق وژرف نگری عمیق نسبت به قضیه که قطعاً حوصله­ی  بیشتر وفرصت برتری می طلبد؛ که  تنها به کلیات قضیه و بررسی عمومیات عوامل آن بسنده خواهم کرد. حالا اگر بخواهیم به مسایل امنیت جهان توام با امنیت افغانستان بطور حساب شده ودسته جمعی اشاره کنیم آنچه در پی خواهد آمد سرخط مهمترین عناصر مربوط می تواند باشد.

 اینکه چگونه امنیت جهانی، به برقراری  وآرامی در جغرافیای افغانستان گره خورده است چیزی تازه ی هم نیست که ما مطرح کرده باشیم و بخواهیم چیز جدیدی را در این زمینه ارائه نماییم که،  تمام شرق شناسان وآنانیکه با مسایل مهم منطقه ای چه از نظر جیوپولیتیکی چه از نظرحساسیت های منطقوی وچه از نظر سیاسی آشنا هستند به خوبی می دانند که افغانستان نقطه­ی  مرکزی وحساس منطقه چون قلب یک پیکر واحد  به حساب می آید،  زخم خوردن آن آرامش همه را سلب می کند.

 یکی از کسانی که در این زمینه داد سخن داده،  وبه شکلی از اشکال هشداری به همسایگان افغانستان  وجهان ارائه کرده است که امنیت افغانستان را پاس داشته راحتی خود را تامین کنید؛  علامه­ی اقبال لاهوری است، این شاعر فیلسوف علاوه براینکه یک متفکر به تمام معنی ویک اندیشمند تمام عیار به حساب می آید پند های سیاسی آن نیز از همان اندیشه ژرف وعمیق او نشأت گرفته است که در آن هیچ شک و تردیدی معنی ندارد. متفکر شرق سروده است:

آسیا یک پیکر آب وگل است

ملت افغان در آن پیکر دل است

از خروش او خروش آسیا

از خموش او خموش آسیا

می بینیم که علامه اقبال حساسیت استراتیژیکی افغانستان را در منطقه سالها پیش درک کرده است واگر نگوییم در این زمینه پیشگویی بزرگ انجام داده است به حتم می توان اعتراف کرد که شناخت بسیار دقیق و حقیقی از افغانستان و موقعیت جغرافیایی وحتی مردم وفرهنگ نهادینه شده در درون مردم آن داشته است که چنین نظر درست ودقیقی را در این باره ارائه داده است. درست است که افغانستان به هیچ یک از دریای بزرگ جهان که امروز از مهمترین مرزهای و راه های واصلاتی وتجارتی جهان به حساب می آید متصل نیست، اما قرار گرفتن آن، در نقطه مرکزی آسیا می تواند به مراتب اهمیت این کشور را از جهات بسیار زیادی در سطح منطقه وحتی جهان بالا ببرد.

پُرواضح است که به اعتراف همه­ی تحلیل گران سیاسی جهان از بزرگترین دلایل حملات استعمارگرایانه ی انگلیس، اتحاد جماهیر شوروی سابق به افغانستان همین حساسیت استراتیژیکی آن در منطقه بوده است، واگر آمریکا در آن زمان با کمک کردن مجاهدین در برابر روس هدفی جز شکست بلوک شرق و تنها رقیب سرسخت جهانی اش اتحاد جماهیر شوروی نداشت اما با ایمان قاطع می توان گفت در همان زمان بود که به اهمیت بیشتری نسبت به افغانستان آگاه شد و درک کرد که نه تنها افغانستان کمینگاه ودامگاه شکست شوروی می تواند باشد که رقیب دیرینه را درهمین باتلاق مخوف وهمین جهنم سوزان (به تعبیر فرمانده نیروهای شوروی بعد ازخروج نیروهای شان از افغانستان) باید ازپای در آورد، بلکه به یک نقطه دیگر نیز پی برد وآن اینکه نه تنها شوروی را باید بیرون کرد که فکری وطرحی برای گرفتن این موقعیت حساس پایه ریزی کرد و اگر تا آن زمان پلان مشخصی در دست نداشت بعد از شکست شوروی و بلاتکلیف ماندن کشور افغانستان از سوی جامعه جهانی تا یک ده­ی  دیگر وکشمکش های داخلی، آمریکا پلان خود را پی ریزی کرده، عزم را جزم کرده با  پیاده کردن دقیق برنامه هایش موفق شد امروز به آن هدفش که افغانستان واز این طریق تمام منطقه تحت کنترولش باشد برسد. اما اینکه موفقانه بوده است یانه بحث دیگریست.

نیک واضح است که تنها موقعیت جغرافیایی افغانستان کل عامل نیست که،  از لحاظ های دیگری نیز این کشور می تواند اهمیت فوق العاده داشته باشد و آن ویژگی همجواری وهم مرز بودن افغانستان با دو کشور مهم منطقه ایران وپاکستان است که بدون هیچ شک و تردیدی منافع زیادی را با کنترول این کشور ها آمریکا در منطقه بدست خواهد آورد اما اینکه به چنین هدف بزرگش می رسد یانه؟ باید منتظر ماند تا گذشت زمان همه چیز را روشن سازد.

آمریکا با در نظرداشت منافع خود،  پا در میدان خطرناک افغانستان گذاشت که از آشکارترین مقصد آن خاموش کردن موج اسلام گرایی در غرب، بدست آوردن منافع اقتصادی، سیاسی، نظامی در خاور میانه، سرکوب نمودن بنیاد گراهای مذهبی در منطقه ی خاص قبایلی پاکستان، که روزی بدست خودش آنهم  برای اهدافی که گفته شد ایجاد کرد و تقویه اش نمود  وامروز به ریش خودش چسپیده اند،  می تواند باشد. از طرف دیگر می خواست کدخدایی واربابی خود را در دهکده جهانی تثبیب کند هرچند فعلا به این مقصد خود تاجایی رسیده است اما اینکه چقدر برای شان لذت بخش است یا تلخ و فرساینده باید از خود شان پرسید و منتظر ماندو دید که در آینده ها این قبا به تن شان راست خواهد آمد یانه؟

یاد آور شدیم امنیت جهان ومنطقه به افغانستان گره خورده است. اینکه گفتیم آمریکا افغانستان را برای کنترول منطقه انتخاب کرده است، درست به همین دلیل است که اگر این بخش از جهان را کنترول کند و بتواند امنیت برقرار کند براحتی می تواند برمناطق دیگر زور خود را تحمیل کند اما اگر نتواند جایگاه خود را در این کشور تثبیت سازد، یقینا به هیچ یک از اهداف خود، از قبیل سلطه­ی کامل بر منطقه آسیای میانه وهمچنین خاور میانه  نخواهد رسید، همانگونه که تا کنون نه تنها  به این آرزویش نرسیده، بلکه در باطلاق عظیم جنگ وترور گیرمانده است، تاجایی که یار، یاریگرش ناتو ابراز خستگی کرده از فرمان "کاخ سفید" مبنی بر بیشتر ساختن نیروهای شان سرباز می زند.  ومی بینیم پاکستان همچنان سلاح هسته ای خود را در اختیار دارد و ایران نیز تلاش شبانه روزی و بلاوقفه­ی دارد تا هرچه زود تر خود را به عنوان یک ابرقدرت منطقه ای تثبیت کند و چنانچه شاهد بودیم در همین چند ماه اخیر به موفقیت زیادی نیز دست یازیده اند که از مهمترین آنها همانا، پرتاب ماهواره " امید" به فضا، تکمیل کردن چرخه­ی سوخت هسته ای و همینطور اعلام پرتاب  دومین ماهواره ی فضایی  با برد 1500 کیلومتر را در دستور کار دارند.

با توجه به آنچه گفتیم که اهداف آمریکا در منطقه غیر از آنچیزیست که ما تصورمی کردیم یا می کنیم، باید یاد آور شد که بدون هیچ شک و تردیدی امنیت دهکده جهانی به برقراری امنیت در افغانستان بستگی دارد زیرا که اگر حکومت در افغانستان توانایی لازم را جهت جلوگیری از رشد طالبان وگروه های تروریستی به رهبری بن لادن نداشته باشد، اگر خود درگیر داخلی بوده از نبود امنیت رنج ببرد افزایش و تقویت شبکه القاعده که مسلما در آنسوی مرز افغانستان ودرخاک پاکستان شکل می گیرد و ازطرف دیگر دولت پاکستان با آنها توافق کرده  وجود آنها را رسمیت بخشیده است، روز به روز بیشتر خواهد شد آنگاه برکسی پوشیده نیست که نیرومندی شبکه تروریستی القاعده تحدیدی برای کل جهان محسوب خواهد شد. همانگونه که نیکولا سارکوزی، رئیس جمهوری فرانسه نیز گفت ناتو نمی تواند در این مسئله( جنگ برعلیه تروریزم)  شکست بخورد چون آزادی جهان آزاد،  به افغانستان ربط دارد. وباید این را نیز سارکوزی بفهمد که آزادی جهان فقط با آزادی وامنیت در افغانستان میسر است.

همه می دانند که در میان ستیزه جویان وابسته به طالبان افرادی از سراسر جهان وجود دارد، در میان شکبه القاعده نیز جنگجویانی از افغانستان، پاکستان، کشورهای عرب وآسیای میانه، انگلیس، آمریکا وسایرکشورها دیده می شود واینهمه در افغانستان تعلیم وتربیه نمی شوند که همه در خاک همجوار مان پاکستان است. وتنها راه مقابله با آنها وایستادن در برابر شان به  یک دولت مقتدر وتوانمند با نیروی های داخلی در افغانستان ، می تواند امید بخش باشد نه افزایش نیروهای خارجی.



منبع خبر : تحليل در تاریخ ۱۳۸۸ بيست و نهم حمل ساعت 23:45:01



دیدن نظرات

نظر شما :

نام کامل :  
آدرس ایمیل :  
 
نظر شما :  

صفحه اول |  آرشیو خبر |  اشتراک |  سایتهای مرتبط | درباره نخست |  معرفی نخست به دوستان  | تماس با ما
Designed & Developed by Afghan Net ® - SmartNewsBuilder v2.0.30