جستجو : بگرد           -
 
 
بایگانی تحلیل

بایگانی گزارش

بایگانی مصاحبه


4 مرگ بوتو و ناتمام ماندن ماموریت دوم

کشته شدن خانم بوتو یک زلزله سیاسی برای پاکستان است. این واقعه همچنین تاثیرات مهمی در منطقه خواهد داشت. این واقعه در کشوری صورت گرفته که برای امریکا و متحدین این کشور در آنچه که امریکا به عنوان 'جنگ علیه تروریسم' اعلام کرده، از اهمیت حیاتی برخوردار است.
  • حبیب خلیلی

تبعات این ترور تا لندن و واشنگتن نیز احساس خواهد شد و دو کشور بریتانیا و آمریکا باید خود را برای دوره تازه ای از بی ثباتی و اغتشاش در پاکستان آماده کنند. برای آمریکا به خصوص ترور خانم بوتو به معنی از دست دادن فردی است که بسیاری در واشنگتن معتقدند از افراد اصلی برای ایجاد اصلاحات سیاسی در پاکستان بود. بی نظیر بوتو همواره برای سازمان های امنیتی امریکا نقش ماموری را داشته که در زمان های مختلف می توانسته با کمترین هزینه بیشترین کارایی را برای این کشور داشته باشد.
فرانک گارنر تحلیل گر سیاسی  در مصاحبه با یک شبکه انگلیسی ادعا کرد که بی نظیر بوتو به امریکا قول داده بود که چنانچه وی به قدرت برسد نظارت بر سراسر مرزهای پاکستان و افغانستان را به دست نیروهای امریکایی خواهد سپرد.
بی نظیر بوتو در 30اکتبر 2000 میلادی به خبرنگار نشریه فرانسوی لوموند چاپ پاریس در لندن گفت: فکر روی کار آوردن طالبان از انگلیسی ها بود، مدیریت آنرا امریکایی ها کردند، و هزینه انرا سعودی ها پرداختند و من اسباب انرا فراهم و طرح را اجرا کردم.
خانم بوتو زمانی به قول خودش پروژه طالبان را با فکر انگلیسی، مدیریت امریکایی وهزینه عربی از سوی سعودیها اجرا کرد که در ان وقت (1993 تا 1996) نخست وزیر پاکستان بود و ژنرال بابر دوست و متحد پیشین پدرش وعضو ارشد حزب مردم که در نقش پدر و مربی طالبان ظاهر شد وزارت داخله را در کابینه او به عهده داشت.
 در این زمان پاکستان علاوه بر اینکه در روى کار آوردن یک دولت دست نشانده در کابل ناموفق بود، ناگهان تمام امتیازات و درآمدهایى را که از رهگذر دلالى و واسطه گرى و انتقال کمک هاى آمریکا و اعراب به مجاهدین کسب مى کرد، از دست داده بود. در چنین شرایطى اعلام استقلال کشورهاى محصور در خشکى آسیاى میانه نوید دهنده یک بازار بالقوه و عظیم تجارتى بود که پاکستان و افغانستان مى توانستند مسیر ترانزیتى انتقال کالاى مورد نیاز به این بازار باشند. امرى که مى توانست یک کمک بزرگ به اقتصاد بحران زده پاکستان باشد. در آن زمان پاکستان به منظور یکسره شدن هر چه زودتر قضیه افغانستان و باز شدن این مسیر ترانزیتى کار دیگرى نمى توانست انجام دهد جز اینکه پروژه طالبان را بر سر کار اورد.
 حدود دو سال بعد هنگامى که طالبان بعد از تسلط بر قندهار، هرات را نیز فتح کردند، پاکستانى ها آنقدر طاقت شان را از کف داده بودند که بدون اینکه منتظر حل شدن نهایى قضیه افغانستان بمانند، بلافاصله یک هیأت کارشناسى متشکل از تعدادى از مسئولان هوانوردى، مخابرات، راه آهن، رادیو و بانک ملى پاکستان با حرکت در طول جاده کویته، قندهار، هرات و ترکمنستان به مطالعه و بررسى طرح هاى آتى شان پرداختند و سپس تحت نظارت و هدایت خاص ژنرال نصرالله بابر یک کاروان بزرگ کامیون هاى پاکستانى که کالاى تجارتى حمل مى کردند، از مسیر یاد شده به مقصد ترکمنستان به حرکت درآمد. هر چند که وضعیت ناپایدار افغانستان در آن زمان مانع از این شد که این خط مواصلاتى تداوم پیدا کند، اما این امر به خوبى اشتیاق و نیاز پاکستان را به نمایش گذاشت.
در این زمان، یعنی در شرایطی که طالبان با کمک هم جانبه سازمان اطلاعات پاکستان پس از تصرف هرات سرگرم فراهم کردن مقدمات تسلطش بر تمام افغانستان بود، کارلوس بالگرونی با یک پیشنهاد وسوسه کننده زمامداران پاکستان را به وجد اورد.
بالگرونى، یک آرژانتینى ایتالیایى الاصل که مدیریت کمپانى نفتى «بریداس» را به عهده داشت و چند ماه مى شد که کار و تجارتش را در آمریکاى لاتین رها کرده و با هواپیماى شخصى اش مدام بین عشق آباد، افغانستان و اسلام آباد در رفت و آمد بود تا طرحش را براى احداث یک خط لوله انتقال گاز و نفت ترکمنستان از مسیر افغانستان به پاکستان و از آنجا به دیگر بازارهاى بین المللى عملیاتى کند. بر مبناى این طرح، کمپانى بریداس قصد داشت براى انتقال گاز حوزه هاى «یاشلار» و «دولت آباد» ترکمنستان خط لوله اى به طول ۱۳۱۰ کیلومتر از مسیر افغانستان تا حوزه «سوى» در ایالت بلوچستان پاکستان احداث کند. این طرح مورد استقبال پاکستان و ترکمنستان قرار گرفت و بى نظیر بوتو نخست وزیر پاکستان و صفر مرادنیازف رئیس جمهور ترکمنستان در ۱۶ مارس ۱۹۹۵ یادداشت تفاهمى امضا کردند که به بریداس اجازه مى داد بررسى هاى مقدماتى اش را براى عملى کردن این طرح تکمیل کند. پس از امضاى این قرارداد آصف زردارى شوهر و از اعضاى دولت بى نظیر بوتو اعلام کرد: «این خط لوله دروازه آسیاى مرکزى را به روى پاکستان خواهد گشود و اتفاقات بزرگى در پى خواهد داشت.» البته او بلافاصله اضافه کرد که «در چنین شرایطى تنها تسلط طالبان بر مسیر خط لوله احداث آن را میسر مى سازد.» به زودى بالگرونى موفق شد در این خصوص با دیگر طرف هاى درگیر در مناقشات افغانستان از جمله ربانى و دوستم نیز به توافق برسد و هنگامى که بالاخره کمپانى نفتى «یونوکال» آمریکایى و «دلتا»ى عربستان سعودى نیز وارد این ماجرا شدند، پاکستان موفقیت این طرح را تضمین شده احساس کرد.
اما عدم موفقیت بیشتر در تسلط طالبان بر سراسر افغانستان و تندروی و سرکشی های انان از فرامین پدرخوانده هایش و حوادثی نظیر برکناری خانم بوتو از صدارت و حادثه بمب گذاری سفارتخانه های امریکا از سوی القاعده حامی اصلی طالبان و حادثه یازده سپتامبر باعث شد تا پروژه طالبان ازنظر طراحان ان شکست خورده تلقی شود وبه دنبال راه حلی برای فرارازاین معضل باشند.
برای آمریکا، که هر روز از روز قبل نسبت به عملکرد ژنرال مشرف ناراضی تر می شود، دموکراسی در داخل پاکستان و توانایی این کشور در "جنگ با تروریسم" از هم تفکیک ناپذیر و در گرو یکدیگرند. نه تنها در مورد بی ثمر بودن و هدر رفتن کمک های نظامی آمریکا نگرانی هایی مطرح است، بلکه این بیم نیز وجود دارد که برخی از اعضای بلندپایه سرویس های امنیتی پاکستان برای تامین اهداف سیاسی خود، مایل به سازش با گروه های تندرو اسلام گرا و طالبان باشند.
به این ترتیب بار دیگر زمان ماموریت خانم بوتو فرا رسید. ماموریتی که در جهت معکوس ماموریت پیشین او قرار دارد. او این بار مؤظف است تا پروژۀ برچیدن طالبان و القاعده را بر عکس دوران قبلی صدارت خویش اجرا کند.
در گام اول برای اجرای این ماموریت تحت فشار امریکا ژنرال پرویز مشرف رییس دولت پاکستان در بهار سال 2007 دستور توقف رسیدگی به تخلفات مالی بی نظیر بوتو را صادر کرد که این اقدام به گفتگوهای دوطرف بر سرمشارکت در قدرت انجامید. سرانجام بی نظیر بوتو درتاریخ 18 اکتبر 2007 وارد پاکستان شد تا با کسب مجدد کرسی صدارت پاکستان ماموریت جدید خود را باز هم به مدیریت امریکایی ها انجام دهد. ماموریتی که در جهت معکوس ماموریت پیشین او قرار دارد. بی نظیر بوتو در ماموریت قبلی بمنظور تقویت و جابجایی طالبان در افغانستان، مولوی فضل الرحمان و سایر گروه های همفکر پاکستانی طالبان را در کنار خود داشت، اما در ماموریت جدید تضعیف و برچیدن طالبان و یاران القاعده شان، انها را در مقابل خود دارد.
 امید مقامات آمریکا این بود که ممکن است خانم بوتو به عنوان نخست وزیر پاکستان انتخاب شود ودر کنارپرویز مشرف بعنوان رییس جمهور با همکاری هم به اصلاحات دموکراتیک در این کشور سرعت بدهند و علیه شورشیانی که از افغانستان به مناطق مرزی پاکستان آمده و در آن پناه می گیرند، دست به اقدامات شدیدتری بزنند.
اما ترور بی نظیر بوتو ضمن ناتمام گذاشتن این ماموریت ابهامات و سوالهای تازه ای را طرح کرد. طراحان این ترور چه کسانی بودند چه اهدافی زیر چتر این عمل نهفته است؟ ایا طالبان و القاعده از بیم فردای خود دست به چنین عملی زدند یا پرویزمشرف و سازمان های اطلاعاتی و امنیتی اش هراس داشتند تا مبادا پایگاه های قدرت خویش را یکی پس از دیگری از دست بدهند؟ ویا نقش سومی که با امدن بوتو موقعیت خود را در خطر میدید؟



منبع خبر : کابل دیلی در تاریخ ۱۳۸۶ هشتم جدي ساعت 23:52:09



دیدن نظرات

نظر شما :

نام کامل :  
آدرس ایمیل :  
 
نظر شما :  

صفحه اول |  آرشیو خبر |  اشتراک |  سایتهای مرتبط | درباره نخست |  معرفی نخست به دوستان  | تماس با ما
Designed & Developed by Afghan Net ® - SmartNewsBuilder v2.0.30